ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

841

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

ناصر الدّين شاه و أعيان شوشتر وى را بمراجعت امر و دعوت نمودند نپذيرفت . در « نقباء البشر » مذكور ( ص 285 ) فرمايد : در سال ورود وى بنجف پس از هجرت از شوشتر اختلاف است ، بدين‌طور كه ملا كريم شوشترى ( برادرزاده و داماد وفائى شاعر معروف ) به من گفت كه آن در سال 1287 بوده ، و در « غنيمة السفر » آن را در 1291 نوشته ، انتهى . و به‌هرحال وى در نجف از كبار مراجع و مشاهير علماء شيعه گرديد ، و در مواعظ و تأثير سخنان منبرى بمقامى عالى و درجه‌اى بلند ارتقاء يافت . مرحوم حاجى نورى ( نور اللّه تعالى روحه الشريف ) در « دارالسلام 2 : 310 » از خود او نقل كرده كه فرموده : من نخست كه بمنبر مىرفتم نمىتوانستم از عهدهء بيانات منبرى برآيم و فقط در منبر « تفسير صافى » را بر دست گرفته و در ايام ماه رمضان و جمعه‌ها از روى آن مىخواندم و در ايام عاشورا از روى « روضة الشهداء » كه در منبر بر دست مىگرفتم مىخواندم ، و نمىتوانستم آن طورى كه بايد از حفظ انذار و ابكاء نمايم ، تا اينكه سالى نزديكى محرم شد شبى با خود گفتم تا كى من از روى كتاب بخوانم و در أطراف آن همى فكر مىكردم تا بخواب رفتم و ديدم گويا روز عاشورا است و دستگاه حضرت سيد الشهداء ( عليه السلام ) ازيك‌طرف و لشكر مخالف نيز از طرف ديگر صف‌آرائى كرده و مهياى قتال هستند ، پس من بخيمهء حضرت سيد الشهداء ( عليه السلام ) رفتم و سلام كردم ، آن جناب مرا نزديك خود برد و بحبيب بن مظاهر فرمود : فلان كس ( و اشاره به من كرد ) مهمان ما است و ما آب نداريم ، ليكن آرد و روغن داريم از آن‌ها طعامى براى وى درست كن ! پس او طعامى ساخته و با قاشق نزد من نهاد ، و من چند لقمه‌ئى از آن خوردم و بيدار شدم ، پس در خاطر خود دقائق و اشارات و لطائف و نكاتى در مراتب مصيبت يافتم كه هيچ‌كس بدان راه نيافته بود ، و ماه مبارك رمضان رسيد و من در مراتب مواعظ و بيان مصائب رسيدم بدانچه رسيدم . آنگاه در « دارالسلام » فرموده كه همانا در پاى منبر او أعاظم علما در ماه رمضان و ايام عاشورا و جمعه‌ها و پنجشنبه‌ها آن قدر براى اقتباس از أنوار تحقيقاتش جمع مىشدند كه مورد غبطهء سكان ملأ أعلى گرديد ، انتهى . و بالاخره ، وى كتب مفيدهء چندى تأليف نموده :